اصول گردشگری فرهنگی | اصولی که یک گردشگر فرهنگی رعایت می کند

سفر کردن در سرتاسر جهان از همیشه محبوب تر شده و تعداد بسیار زیادی از افراد از قاره های مختلف پس زمینه های اجتماعی اقتصادی و ملیت های متفاوت شروع به گشت و گذار در سیاره شگفت انگیز ما نموده اند. راه های بسیار زیادی برای سفر کردن وجود دارند و روش های متعددی نیز برای نزدیک شدن به یک فرهنگ بیگانه و درک آن موجود هستند اما موضوعی که در این مطلب همگردی به آن می پردازیم، گردشگری فرهنگی است. غوطه ور شدن هوشیارانه، محترمانه و خالص در درون یک فرهنگ خارجی از نتایج این گونه گردشگری است و می بایست به عنوان هدف گردشگری فرهنگی نیز در نظر گرفته شود. معنای گردشگری فرهنگی بسیار ساده و سرراست به نظر می آید اما بسیاری از گردشگران تازه کار در مورد اصول گردشگری فرهنگی سوال می کنند و می خواهند تعریف دقیق آن را بدانند. شما چطور می توانید یک گردشگر فرهنگی باشید و خودتان را از گردشگران معمول و کلیشه ای که بعد از اتمام سفر، عکس های اینستاگرامی فوق العاده منتشر می کنند اما قادر نیستند ویژگی های خاص فرهنگی مقصدی که به آن سفر کرده را درک کنند، تمایز ببخشید؟! برای اینکه به طور دقیق تعیین کنیم گردشگری فرهنگی چه معنایی دارد و چگونه می توان در هنر انجام دادن گردشگری فرهنگی به درجه استادی رسید، با ما همراه باشید و در مورد نکاتی درباره گردشگری فرهنگی که یک گردشگر فرهنگی می بایست رعایت کند، بدانید.

اصول گردشگری فرهنگی / اصولی که یک گردشگر فرهنگی رعایت می کند

گردشگران فرهنگی برای بازدید خود هدف دارند

یک گردشگر فرهنگی تنها به خاطر این که یک کشور را از نظر بگذراند، به آن کشور قدم نمی گذارد. همچنین به خاطر این که یک کشور در رسانه های اجتماعی مشهور است یا کشور ارزانی به شمار می رود از آنجا بازدید نمی کند. او دقیقا می داند چرا آرزوی دیدن یک مقصد خاص را در سر دارد و مقاصد گردشگری خود را براساس سلیقه، علایق و ترجیحات خود انتخاب می نماید. به طور خلاصه یک گردشگر فرهنگی با یک هدف مشخص به سفر و گشت و گذار در دنیا می پردازد. ماهیت این هدف و جزئیات دقیق آن ممکن است برای هر شخصی متفاوت باشد اما همیشه هدفی موجود است. یک گردشگر فرهنگی دقیقا می داند چرا سفر می کند و چرا یک مقصد خاص را انتخاب کرده است. در سال 2018 یک گردشگر کلیشه ای معمول به کشور کوبا سفر می کند تنها به این دلیل که فوق العاده مشهور و ارزان است و تصاویر آن در اینستاگرام بسیار زیبا هستند اما یک گردشگر فرهنگی به کوبا سفر می کند تا یاد بگیرد مردم محلی چگونه تایر اتومبیل های بسیار قدیمی دهه پنجاهی خود را تعمیر می کنند و ببیند که چگونه کشوری که تحت تحریمات جهانی بوده، توانسته به وسیله راه حل های نبوغ آمیز برای مشکلاتی که به نظر چیرگی ناپذیر می آمدند، برای دهه ها دوام بیاورد. این مورد از اصول گردشگری فرهنگی می باشد.

گردشگران فرهنگی برای بازدید خود هدف دارند

گردشگران فرهنگی، بازدید کنندگان آگاه هستند نه توریست های ناآگاه

یک گردشگر فرهنگی در بین نکاتی درباره گردشگری فرهنگی می داند که چرا یک مقصد خاص را برای سفر انتخاب کرده و بنابراین غیر آماده وارد آنجا نمی شود. آمادگی یک عنصر اساسی برای موفقیت است و گردشگران فرهنگی کاملا آگاه هستند که مطلع بودن در مورد مقصد چقدر واجب است. گردشگران فرهنگی برای فهمیدن این که چه کارهایی باید انجام بدهند و از انجام دادن چه کارهایی باید دوری کنند، به گردشگران دیگر تکیه نمی کنند و همیشه ترجیح می دهند به جای مراجعه به کتاب های راهنما یا اینترنت از مردم محلی کمک بگیرند و اطلاعات کسب نمایند. گردشگران فرهنگی با چمدانی پر از اطلاعات در مورد محلی که به آن سفر می کنند و ذهنی مملو از اطلاعات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در مورد کشور مقصدشان به آنجا پا می گذارند. یک گردشگر فرهنگی بدون دانستن اینکه چطور می بایست از فرودگاه به هتل برود به آن کشور قدم نمی گذارد و هنگام وارد شدن به آنجا، نسبت به رخداد سیاسی آینده آن کشور که ممکن است باعث دردسر و مشکل در خیابان های آن شود ناآگاه نیست.

گردشگران فرهنگی، بازدید کنندگان آگاه هستند، نه توریست های ناآگاه

گردشگران فرهنگی به کشوری که در آن بسر می برند احترام می گذارند

یکی از ضروری ترین جنبه های گردشگری فرهنگی، احترام گذاشتن است. احترام برای یک فرهنگ متفاوت با بافت اجتماعی متفاوت، قوانین، سنت ها، رسوم و حساسیت های متفاوت. یک گردشگر فرهنگی در بین نکاتی درباره گردشگری فرهنگی همیشه طوری رفتار می کند که انگار در خانه کسی میهمان است. بسیاری از گردشگران فکر می کنند که وقتی در یک کشور خارجی بسر می برند، چون کسی آن ها را نمی شناسد، می توانند دست به هر رفتار ناشایستی بزنند و هیچ کس متوجه آن نخواهد شد. اگر شما هم اینگونه تصور می کنید، این حقیقت را بدانید که رفتارهای غیر محترمانه برخی گردشگران در بین نکاتی درباره گردشگری فرهنگی باعث شده مردم بسیاری از کشورها نسبت به گردشگران خارجی بسیار محتاط و حتی با ورود آن ها به کشورشان مخالف باشند. نتیجه آن گسترش سریع فرهنگ کلاهبرداری در بسیاری از کشورها و رفتار متفاوت با مردم محلی و گردشگران است. احترام گذاشتن به فرهنگ محلی مقصد ممکن است باعث شود این نتایج بد در بین اصول گردشگری فرهنگی از بین بروند اما موقعیت حال حاضر به شدت منفی است.

گردشگران فرهنگی به کشوری که در آن بسر می برند احترام می گذارند

گردشگران فرهنگی با محلی ها صحبت می کنند و با آن ها آشنا می شوند

بهترین روش برای ورود به یک فرهنگ جدید و درک کردن سازوکارهای آن، این است که به میان مردم محلی بروید تا آن ها را بیشتر بشناسید. گردشگران فرهنگی هرگز با یک تجربه خارجی در یک کشور متفاوت قانع نمی شوند. به همین دلیل است که گردشگران فرهنگی ترجیح می دهند به جای وقت گذرانی با گردشگران دیگر، با مردم محلی معمولی وقت بگذرانند. این بدان معنی نیست که می بایست از ارتباط برقرار کردن با سایر گردشگران خودداری کنید بلکه معنی آن این است که می بایست ارتباط برقرار کردن و گفتگو کردن با مردم محلی را در اولویت قرار دهید.

گردشگران فرهنگی با محلی ها صحبت می کنند و با آنها آشنا می شوند

گردشگران فرهنگی در مورد تاریخ، سنت ها و رسوم کشور مقصد می آموزند

گردشگران فرهنگی نمی خواهند بدون دانستن این که یک کشور چگونه به آنچه که امروزه هست تبدیل شده، به آن کشور قدم بگذارند. یک گردشگر فرهنگی هرگز با تاثیرات سطحی که هیچ پس زمینه ای از اطلاعات ندارند، قانع نمی شوند. یک تصویر از هزاران کلمه بیشتر صحبت می کند و یک گردشگر فرهنگی قادر خواهد بود حداقل قسمتی از این کلمات را به خوبی تفسیر کند. یک توریست معمولی با دیدن تصویر اینستاگرامی از قلعه نیوشوانشتاین Neuschwanstein Castle در آلمان جنوبی بدون این که چیزی در مورد آن بداند، ذوق می کند اما یک گردشگر فرهنگی از دیدن این قلعه شگفت زده می شود، در مورد آن می خواند و سپس متوجه می شود که ساخت این قلعه آنقدر طول کشیده است که باعث شده پادشاهی که در آن زندگی می کرده، لودویگ دوم Ludwig II از باواریا Bavaria دیوانه شود.

گردشگران فرهنگی در مورد تاریخ، سنت ها و رسوم کشور مقصد می آموزند

گردشگران فرهنگی یاد می گیرند چگونه به روشن بینی دست پیدا کنند

بخش ضروری گردشگری فرهنگی توانایی فهم این نکته است که چقدر حساسیت ها و اولویت ها در سرتاسر جهان متفاوت هستند. این روشن بینی چیزی است که توریست معمولی از آن برخوردار نیست. یک گردشگر فرهنگی درک خواهد کرد چرا روس ها به غرور ملی خود خیلی بیشتر از آلمانی ها ارزش می دهند و چرا برزیلی هایی که روی تپه ها زندگی می کنند، زنبیل های خود را روی شانه هایشان حمل می نمایند. یک گردشگر فرهنگی قادر خواهد بود فرق اینکه داشتن یک گوشی آیفون در هندوستان و داشتن همین گوشی در آمریکا به چه معنی است را متوجه شود.

گردشگران فرهنگی یاد می گیرند چگونه به روشن بینی دست پیدا کنند

گردشگران فرهنگی به تجربه خود اطمینان می کنند نه کتاب راهنما یا اینترنت

کتاب های راهنما و وبلاگ های سفر بسیار خوب هستند اما آن ها تنها بخشی از داستان را نقل می کنند. با اینکه ما سعی می کنیم راهنمای کامل، غیر فیلتر شده و آگاهی بخش در اختیار خوانندگان خود بگذاریم، هر کسی در سفر به یک مقصد مشابه تجربه متفاوتی خواهد داشت. به همین دلیل است که گردشگران فرهنگی به این منابع مراجعه می کنند اما سعی می کنند تنها به آن ها تکیه نکنند. تجربه همیشه کلید بهتر بودن در همه چیز بوده و سفر کردن هم در این زمینه از سایر موضوعات جهان متفاوت نیست. کتاب های راهنما و وبلاگ ها مفید هستند اما تنها شامل تکه کوچکی از پازل می باشند. سایر بخش های این پازل می بایست با تجربه در محل پیدا و کامل شود.

گردشگران فرهنگی به تجربه خود اطمینان می کنند؛ نه کتاب راهنما یا اینترنت

گردشگران فرهنگی در مورد تصویر سازی رسانه های خارجی از کشوری که به آن سفر می کنند تردید دارند

به دست آوردن یک تصویر واقعی، دستکاری نشده و بی غرض از یک کشور بدون اینکه به آن کشور برویم، حقیقتا در بین اصول گردشگری فرهنگی غیر ممکن است. این موضوع به خصوص زمانی حقیقت پیدا می کند که می بینیم چگونه رسانه های خارجی بدون اینکه در مورد حقیقت یک سرزمین بدانند، آن ها را به بینندگان خود در بین اصول گردشگری فرهنگی معرفی می کنند. وقتی که رسانه ها کشورهای خارجی را نشان می دهند، تقریبا همیشه هدف خاصی از این کار دارند به همین دلیل است که می بایست همیشه در مورد تصویری که آن ها به ما نشان می دهند، تردید کنیم و هرگز آنچه را که در آن ها می بینیم یا می خوانیم، به طور کامل باور نکنیم. روزنامه نگاری بی غرض و انجام شده براساس تحقیقات و برگرفته از منابع محلی قابل اطمینان امروزه بسیار نایاب شده به همین دلیل یک گردشگر فرهنگی همیشه ترجیح می دهد خودش به یک کشور برود و به جای باور کردن تصویری که رسانه های خارجی نشان می دهند، آن کشور را از نزدیک ببیند.

گردشگران فرهنگی در مورد تصویر سازی رسانه های خارجی از کشوری که به آن سفر می کنند تردید دارند

گردشگران فرهنگی سعی می کنند متواضع و خاکی باشند و در این کار زیاده روی نکنند

گردشگران فرهنگی سعی نمی کنند از هوش و تحصیلات خود برای تحمیل کردن اعتقادات خود یا متقاعد کردن دیگران به موافقت با خود در بین نکاتی درباره گردشگری فرهنگی استفاده کنند. آن ها نمی خواهند به نظر بیاید از خود راضی هستند یا اعتماد به نفس بیش از اندازه دارند. آن ها ترجیح می دهند تجربه خود را با یک روش متواضعانه و صادقانه در بین نکاتی درباره گردشگری فرهنگی با دیگران سهیم شوند. گردشگران فرهنگی ارزش دانش خود را با ترکیب کردن آن با روشنفکری و تواضع نشان می دهند. هیچ کس همه چیز را نمی داند و گردشگران فرهنگی از این نکته آگاه هستند. با وجود تجربه بیشتری که این گردشگران نسبت به سایر مردم دارند، همچنان آگاه هستند که هنوز هیچ نمی دانند.گردشگران فرهنگی سعی می کنند متواضع و خاکی باشند و در این کار زیاده روی نمی کنند

گردشگری فرهنگی یک پروسه یادگیری است نه تلاشی برای یاد دادن

وقتی از کشورهای خارجی دیدن می کنید، بسیار لازم است به خاطر داشته باشید که شما برای یادگیری فرهنگ آن ها آمده اید و نه یاد دادن فرهنگ خودتان. بسیاری از گردشگران سعی می کنند ارزش های فرهنگی خود را به درون جوامع کاملا متفاوت تزریق کنند. در حقیقت بسیاری از گردشگران با نادرستی خود را آموزگار اخلاق می دانند و سعی می کنند روش درست زندگی کردن را با لحنی آموزشی به دیگران یاد بدهند. به عنوان یک گردشگر فرهنگی و البته بیشتر به عنوان یک انسان فرهنگی در بین اصول گردشگری فرهنگی همیشه می بایست به یک فرهنگ دیگر حس احترام و تسلیم داشته باشید و هرگز مقاومت و مبارزه طلبی را در پیش نگیرید. اصلا مجبور نیستید با همه جنبه های سایر فرهنگ ها موافقت کنید اما به عنوان کسی که از آن کشور بازدید می کند، می بایست با این فرهنگ ها کنار بیایید و این تجربه را به عنوان یک فرصت یادگیری ببینید. شاید این حقیقت را که در برخی کشورها، ایدئولوژی های مردم آمریکای شمالی با یک دید منفی نگریسته می شود، دوست نداشته باشید. این کشورها بر پایه مدل اجتماعی بسیار متفاوتی بنا شده و دیدن اینکه بسیاری از گردشگران سعی می کنند اهالی این کشورها را به موافقت با عقاید خود ترغیب کنند اصلا خوشایند نیست. این رفتار نشان دهنده همان از خود راضی بودن غربی هاست که مردم سایر نقاط جهان از آن تنفر دارند. اکثر جوامع در سرتاسر جهان نمی خواهند کسی به آن ها چگونه زندگی کردن، چگونه اداره کردن کشور یا چگونه رفع کردن مشکلات را بیاموزد. به همین دلیل است که شما می بایست در مورد یک فرهنگ خارجی به مقدار مناسب اطلاعات کسب کنید و سعی نکنید آن فرهنگ را با فرهنگ خودتان مقایسه کنید و هرگز در مورد اینکه چگونه کشورشان را بهتر کنند آن ها را نصیحت نکنید. مردم بیشتر کشورها بدون دخالت دیگران می توانند از پس خود و زندگی شان بربیایند و این مورد در بخش اصول گردشگری فرهنگی بیش از همه خودنمایی می کند.گردشگری فرهنگی یک پروسه یادگیری است نه تلاشی برای یاد دادن

برچسب ها
شما هم رای بدهید

درباره نویسنده

بلاگ های مرتبط

خطرناک ترین تورهای گردشگری جهان | همراه با تور مسافرتی به سوی مرگ

شایسته عسگریان ، شنبه 9 اردیبهشت 1396

سفر برای هر شخص به گونه ای معنا شده است. برای بعضی ها خطر برابر است با تفریح. با خطرناک ترین تورهای دنیا در این مطلب آشنا شوید.

نظرت چیه