تاریخچه قلعه الموت، دژی در میان صخره ها

یکی از آثار ملی و تاریخی ایران، قلعه الموت در استان قزوین است. این بنای باارزش تاریخی از جمله قلعه های خاص در ایران است. در سفر به این منطقه باید از دیدنی های قلعه الموت حتما دیدن کرد. در ادامه مطلب تاریخچه قلعه الموت به معرفی معماری قلعه الموت پرداخته ایم.قلعه الموت

معرفی

دیدنی های قلعه الموت واقع در استان قزوین و روستای گازرخان یا قصر خان بر روی ارتفاعات 2163 متری کوه الموت است. این قلعه که بر روی صخره هایی قرار گرفته دارای 20 هزار متر مربع مساحت بوده و ارتفاع صخره ها 200 متر است. این صخره های قرمز و خاکستری هستند و از زیبایی های طبیعی این منطقه هستند. اطراف این قلعه تماما پرتگاه وجود دارد و تنها راه برای ورود به این قلعه قسمت شمال شرقی آن است. در بین بومیان معماری قلعه الموت، این قلعه به نام قلعه حسن معروف است. در شمال کوه الموت، کوهی به نام هودکان وجود دارد. بر روی این کوه خرابه هایی وجود دارد که نشان دهنده وجود ساختمان هایی در گذشته در اینجا است.معرفی

گذشته

این قلعه با فرقه اسماعیلیه شناخته می شود. حسن صباح رهبر این فرقه در زمان سلجوقیان، این قلعه را در سال 483 قمری تصرف کرد و آن را مکان حکومت خود و ترویج فرقه خود انتخاب کرد. حسن صباح با نام دهخدا شاخه اسماعیلیان نزاری را بنیان کرد. از این زمان به بعد این قلعه به دژ حسن صباح معروف شد و در آن فعالیت های نظامی و امنیتی بسیاری صورت می گرفت. با توجه به تحقیقات و بررسی های انجام شده، تاریخچه قلعه الموت در زمان صفویه محل زندگی افرادی با درجه اجتماعی بالا بوده اما با توجه به اسناد موجود این مکان در این زمان زندان بوده است.گذشته

شناخت حسن صباح

در تاریخچه قلعه الموت آمده که حسن صباح در سال 1050 میلادی در قم متولد شد و پدرش کوفی بود. او دوران کودکی و نوجوانی خود را در نیشابور به سر برد. خانواده او در دوران جوانی حسن صباح به ری مهاجرت کردند. در همین زمان بود که او با فرقه اسماعیلیه توسط امیره ضراب آشنا شد. او به مدت 3 سال در قاهره درس خواند و سپس وارد ایران شد و کل ایران را سفر کرد تا در قلعه الموت مستقر شد. حسن صباح با خیام نیشابوری و خواجه نظام الملک طوسی یار و همراه بود. او فردی سیاستمدار و بسیار خوش فکر و پرهیزگار بود. او به سیدنا به معنای سرور ما نیز معروف بود. او در طول دورانی که در قلعه الموت مشغول به ترویج فرقه اسماعیلیه بود، همواره با سلجوقیان و حاکمان آن ها و همچنین خلفای عباسی مبارزه می کرد. او در سال 1124 میلادی چشم از دنیا بست. در زمان هولاکو، خواجه نظام الملک طوسی با خورشاه که آخرین فرمانده اسماعیلیان بود، موافقتی صورت گرفت که همین موضوع باعث شد اسماعیلیان کم کم تسلیم شوند و پیروان آن ها به فرقه های دیگر متصل شوند.شناخت حسن صباح

معماری و شکل فضایی قلعه

این قلعه دارای دو بخش غربی و شرقی می باشد که یک قسمت ارتفاع بیشتر به نام جورقلا و قسمت دیگر مساحت بیشتر به نام پیلاقلا است. عرض این قلعه بین 10 تا 35 متر و طول آن 120 متر بود. یکی از قسمت هایی که در طول زمان دچار تخریب کمتری شده، دیوار شرقی دو بخش جورقلا و پیلاقلا می باشد. این دیوار 10 متری با ارتفاع بین 4 تا 5 متر از مصالح سنگ و گچ است. محل نگهبانی این قلعه در قسمت جنوبی است. این اتاق در دل صخره کنده شد. در سمت راست این اتاق دیواری وجود دارد که پی آن در سنگ است و پشت آن سنگ گچ و جلوی آن که نمای دیوار می باشد از آجر ساخته شده است. ارتفاع این دیوار 2 متر می باشد. دو اتاق دیگر در دل صخره ها کنده شده که در قسمت شمال غربی جورقلا هستند. در یکی از این اتاق ها در تاریخچه قلعه الموت چاله آب کوچکی وجود دارد. اگر آب این چاله خالی شود دوباره با آب پر می شود و دلیل آن را ارتباط با حوض جنوبی می دانند. دیوار شمالی این قلعه در پای این اتاق قرار دارد. این دیوار که از سطح قلعه پایین تر است، 12 متر طول دارد و پهنای آن 1 متر است. این دیوار پرتگاه وحشتناکی را ایجاد کرده است. در همین قسمت اگر به سمت جنوب غربی بروید حوض 8 متر در 5 متر را می بینید که در داخل صخره و سنگ در معماری قلعه الموت ایجاد شده است. این حوض در فصول پر باران پر از آب می شود. در کنار این حوض درخت تاکی را می بینید که از قدمت بسیار زیادی برخوردار است اما همچنان سبز و پایدار است. حسن صباح زمانی که در این قلعه زندگی می کرده، احتمال می رود که در این بخش اقامت داشته و در بخش شرقی قلعه پاسداران و خانواده های آن ها زندگی می کردند. در دیواره شمالی این قلعه در دل کوه همچنین 10 آخور برای حیوانات در بین دیدنی های قلعه الموت ساخته شده است. این قلعه دارای دیوارهایی است که با توجه به شکل صخره ها ساخته شده اند. دیوار جنوبی و شرقی از بین رفته و دیوار غربی با 2 متر ارتفاع همچنان وجود دارد و در دیوار شمالی این 10 آخور وجود دارند. در سمت دیوار شرقی، چند اتاق و همچنین 3 آب انبار در دل صخره ها کنده شده بوده که امروزه وجود ندارند. میدانگاهی در بین دو قلعه وجود دارد که با دیواری محوطه کلی قلعه را دو بخش کرده است. امروزه بقایایی از بناهای این قلعه در این میدان به نمایش گذاشته شده است. از دیواره جنوب غربی به راحتی می توان دشت گازرخان و دره الموت را دید. این قلعه چندین برج داشته که برج های گوشه شمالی، جنوبی و شرقی باقی مانده اند. همانطور که گفته شد تنها راه ورود به این قلعه در قسمت شمال شرقی است. در واقع دروازه قلعه در این قسمت بوده و راهی که به این دروازه می رسد از سطح پایین تر برج شرقی است. کوه هودکان بر این قسمت کاملا تسلط و اشراف دارد. راه ورود به این قلعه بین دو برج شمالی و شرقی است و در این مسیر دیواری قرار دارد که به همین دلیل این بخش دارای مقاومت بیشتری است. در بین این دو برج بقایایی از برج های کوچک تر وجود دارد. دیوار پشت بندی به موازات تمامی دیوارهای این قلعه وجود دارد که ارتفاع آن به 8 متر و پهنای آن به 2 متر می رسد. تونلی در معماری قلعه الموت وجود دارد که دارای دو متر عرض، دو متر ارتفاع و 6 متر طول است. همچنین برای دفاع از دیدنی های قلعه الموت چندین خندق در اینجا کنده بودند.معماری و شکل فضایی قلعه

مصالح

مصالحی که در این قلعه استفاده شده شامل سنگ هایی که از کوه ها و صخره های اطراف بدست آمده اند، آجر، کاشی، گچ و تنبوشه های سفالی است. آجرها رو کار استفاده شدند و ابعاد آن ها 21 سانتی متر در 21 سانتی متر و پهنای آن 5 سانتی متر است. تنبوشه های سفالی 10 سانتی متر قطر دارند. کلاف های چوبی برای نگه داشتن دیوارها و همچنینی اتصال قسمت های جلویی به عقبی برج ها به صورت افقی استفاده شده اند. در خرابه های این قلعه کاشی های زیبایی پیدا شده که یک نمونه آن دارای زمینه آبی آسمانی است که بر روی آن قسمتی از چهره یک فرد در معماری قلعه الموت کشیده شده است.مصالح

آبرسانی

سیستم آبرسانی این قلعه آب انبارها و همچنین آب روهایی بوده که در دل صخره و سنگ کنده شده اند. آبی که در آب انبارها جمع می شده از چشمه کلدر واقع در دامنه کوه شمالی این قلعه بدست می آمده است. در قسمت کوه پایه الموت یکی از آب روهای این قلعه که به صورت غار کوچکی است، قابل مشاهده می باشد.