رشد فردی چیست و چگونه زندگی ما را متحول می کند؟

شنبه 18 بهمن 1404

رشد فردی چیست؟ اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم بیشتر شبیه یک مسیر است که با قدم های کوچک، تکرارهای ساده و اصلاح های روزانه جلو می رود. مشکل اینجاست که خیلی از ما در مدرسه یاد نگرفتیم چطور خودمان را بهتر بفهمیم، عادت های جدید بسازیم، هدف واقع بینانه تعیین کنیم یا هیجان هایمان را مدیریت کنیم.

مدرسه معمولا بیشتر روی درس و نمره تمرکز دارد تا روی مهارت های زندگی و رشد فردی. برای همین هم بعضی ها با یک تغییر کوچک در نگاهشان، انگار مسیر زندگی شان عوض می شود. چون به جای انتظار برای «اتفاق بزرگ»، روی انتخاب های ریز و پیوسته تمرکز می کنند.

گاهی یک تلنگر فکری هم می تواند جهت این مسیر را روشن تر کند مثلا کتاب خنگمان می کنند (نقشه پنهانی مدارس اجباری) اثر جان تیلور گاتو، نگاه شما را به شیوه آموزش، عادت های ذهنی و حتی چرا یاد می گیریم بازتر می کند. اگر دوست داشتید می توانید برای خرید کتاب اقدام کنید و آن را کنار تجربه های شخصی تان بگذارید تا بهتر ببینید چه چیزهایی واقعا رشد می سازند و چه چیزهایی فقط وقت می گیرند.

رشد فردی چیست و چه فرقی با انگیزه مقطعی دارد؟

خیلی ها رشد فردی را با یک موج انگیزه اشتباه می گیرند. همان حال خوب کوتاهی که بعد از دیدن یک ویدئو یا خواندن چند جمله قشنگ می آید و چند روز بعد محو می شود. اما رشد فردی بیشتر از هر چیزی یک «فرآیند» است. یعنی مجموعه ای از انتخاب های کوچک، تمرین های تکرارشونده و اصلاح های پیوسته که به مرور، کیفیت زندگی را بالا می برد.

وقتی می گوییم رشد فردی، منظور این نیست که همیشه عالی، پرانرژی و بی نقص باشید. منظور این است که بهتر بفهمید چه می خواهید، چرا می خواهید، و چطور می توانید واقع بینانه به آن نزدیک شوید. با این نگاه، رشد یعنی آگاه تر شدن، نه کامل شدن. یعنی یاد گرفتن مهارت هایی که زندگی را قابل مدیریت تر می کند، نه سنگین تر.

سه ستون رشد فردی: خودشناسی، مهارت، عمل

اگر بخواهیم رشد فردی را از یک تعریف کلی خارج کنیم باید سه مفهوم اصلی بپردازیم: خودشناسی، مهارت و عمل.

خودشناسی

یعنی بدانید ارزش ها، حساسیت ها، ترس ها و انگیزه های شما چیست؛ نه آن چیزی که دیگران از شما انتظار دارند.

مهارت

یعنی بلد باشید چطور عمل کنید از مدیریت زمان و تمرکز گرفته تا ارتباط مؤثر و تصمیم گیری.

عمل

یعنی مهارت و خودشناسی را وارد زندگی واقعی کنید. آن هم وقتی هم خسته هستید هم اطرافتان پر از حواس پرتی است، و هم برنامه ها همیشه طبق ایده آل جلو نمی روند.

یک نکته مهم این است که خودشناسی بدون عمل، تبدیل به فکرهای پراکنده می شود. عمل بدون مهارت، تبدیل به آزمون و خطای فرساینده می شود و مهارت بدون خودشناسی، شما را به هدف هایی می رساند که شاید مال شما نیستند.

عادت های کوچک، تغییرهای بزرگ

یکی از واقعی ترین پاسخ ها به سؤال «رشد فردی چیست»، همین است: رشد فردی یعنی بازی با عادت ها. زندگی ما با تصمیم های بزرگ ساخته نمی شود. با کارهای کوچکی ساخته می شود که هر روز تکرار می کنیم. اگر عادت هایتان شما را جلو ببرند، رشد می کنید. اگر عادت هایتان انرژی تان را ببلعند، حتی اگر باهوش ترین آدم کره زمین هم باشید باز در جا می زنید.

برای ساختن عادت های درست، لازم نیست خیلی به خودتان فشار بیاورید. فقط باید اصطکاک را کم کنید و مداومت و پیوستگی را بالا ببرید. چند مثال ساده:

· اگر می خواهید مطالعه کنید، کتاب را جلوی چشم بگذارید، نه داخل کمد.

· اگر می خواهید ورزش کنید، لباس ورزشی را از شب قبل آماده کنید.

· اگر می خواهید کمتر در شبکه های اجتماعی باشید، نوتیفیکشن ها را خاموش کنید.

شروع کوچک، مداوم ترین شروع است. کاری را که هر روز پنج دقیقه انجام می دهید بهتر از کاری است که هفته ای یک ساعت انجام می دهید.

هدف گذاری واقع بینانه و سیستم سازی

خیلی ها هدف دارند، اما سیستم ندارند. هدف می گوید: می خواهم چی بشوم، سیستم می گوید: هر روز چه کار می کنم. اگر هدف گذاری تان مبهم باشد، ذهنتان مدام بهانه تولید می کند. مثلا می خواهم بهتر شوم هدف نیست، آرزوست. هدف های خوب، مشخص و قابل پیگیریند.

به جای:

· می خواهم منظم تر شوم.

بگویید:

· هر شب ده دقیقه برنامه فردا را می نویسم.

· هفته ای سه روز نیم ساعت پیاده روی می کنم.

· روزانه بیست دقیقه روی یک مهارت تمرکز می کنم.

سیستم سازی یعنی به جای آنکه با بالا و پایین رفتن انگیزه هدف تان را تغییر بدهید روتین تان را حفظ کنید. انگیزه می آید و می رود، اما سیستم، شما را در روزهای معمولی جلو می برد. همان روزهایی که قرار نیست اتفاق خاصی بیفتد.

مدیریت ذهن و هیجان ها در زندگی روزمره

رشد فردی فقط برنامه ریزی و هدف گذاری نیست. بخش زیادی از آن مدیریت ذهن است. چون خیلی وقت ها مسئله ما این نیست که «نمی دانیم چه کار کنیم»، مسئله این است که ذهن مان همکاری نمی کند: اضطراب، مقایسه، ترس از شکست، خستگی ذهنی، یا گفت وگوی درونی سخت گیرانه.

چند تمرین ساده که واقعا به کار می آید:

· احساساتتان را بشناسید: برای این کار رویشان اسم های مشخص بگذارید. به جای «حالم بده»، دقیق بگویید «نگرانم»، «دلخورم»، «خسته ام». همین دقت، شدت احساس را کمتر می کند.

· قبل از هر واکنشی چند ثانیه صبر کنید: فوری واکنش نشان ندهید. وقتی عصبی می شوید اول نفس عمیق بکشید و بعد جواب بدهید.

· نوشتن یادداشت روزانه: چند خط درباره چیزی که در ذهن تان می چرخد بنویسید. وقتی می نویسید بهتر فکر می کنید

یادتان باشد رشد یعنی بلد باشید وقتی ذهنتان شلوغ است دوباره به مسیر برگردید. نه اینکه هیچ وقت شلوغ نشود.

رشد فردی در روابط: مرزبندی و گفت وگو

کیفیت زندگی، تا حد زیادی کیفیت رابطه هاست. آدم ها می توانند هم منبع آرامش باشند، هم منبع فرسودگی. رشد فردی در روابط یعنی بالغ تر شدن در سه چیز: مرز، گفت وگو، مسئولیت پذیری.

مرز یعنی بلد باشید «نه» بگویید، بدون اینکه دعوا درست کنید یا احساس گناه سنگین بگیرید. گفت وگو یعنی انتظارها را حدس نزنید؛ شفاف و محترمانه بیان کنید. مسئولیت پذیری یعنی سهم خودتان را در تنش ها ببینید؛ نه اینکه همه چیز را گردن طرف مقابل بیندازید.

گاهی رشد در روابط این است که کمتر توضیح اضافه بدهید، کمتر واکنشی شوید، و بیشتر انتخاب کنید؛ انتخاب اینکه کجا سکوت مفید است، کجا گفت وگو لازم است، و کجا باید فاصله ی سالم گذاشت.

رشد فردی در کار و مسیر شغلی: یادگیری، تمرکز، پیشرفت

در دنیایی که همه چیز سریع عوض می شود، رشد فردی در کار یعنی دو چیز را جدی بگیرید: یادگیری و تمرکز. یادگیری یعنی مهارت های جدید را به برنامه ی زندگی اضافه کنید؛ حتی اگر کوچک باشد. تمرکز یعنی از پراکندگی نجات پیدا کنید؛ چون خیلی ها باهوش اند، اما حواس شان تکه تکه است.

چند راهکار عملی:

· هر هفته یک «موضوع» برای یادگیری انتخاب کنید، نه ده موضوع.

· زمان های کوتاه اما ثابت برای کار عمیق بگذارید؛ مثلاً روزی چهل دقیقه بدون نوتیفیکیشن.

· کارها را دسته بندی کنید؛ کارهای مشابه را کنار هم انجام دهید تا انرژی ذهنی کم تر هدر برود.

تغییر شغلی یا پیشرفت شغلی، اغلب نتیجه ی یک جهش ناگهانی نیست؛ نتیجه ی جمع شدنِ قدم های کوچکِ پیوسته است.

سفر و تجربه های تازه، یک محرک طبیعی برای رشد فردی

گاهی برای اینکه بفهمیم رشد فردی چیست، لازم نیست فقط پشت میز بنشینیم و برنامه بنویسیم. بعضی وقت ها با تجربه هایمان رشد می کنیم. مثلا سفر، طبیعت گردی، یا حتی یک گشت کوتاه در شهر، شما را از حالت اتوماتیک بیرون می کشد. در سفر، صبر شما امتحان می شود، انعطاف پذیری تان بالا می رود. ارتباط تان با آدم های مختلف شکل می گیرد و ذهن تان از تکرار روزمره فاصله می گیرد.

حتی اگر سفر طولانی هم در کار نباشد، تجربه های کوچک می توانند اثر بزرگ داشته باشند: یک مسیر جدید برای پیاده روی، یک کافه یا کتاب فروشی متفاوت، یک موزه، یا یک طبیعت نزدیک شهر. نکته اینجاست که «تجربه های تازه» به ذهن علامت می دهد که هنوز چیزهای زیادی برای دیدن و یاد گرفتن وجود دارد. همین علامت، سوخت امید و حرکت است.

در نهایت، اگر بخواهیم رشد فردی را خیلی انسانی و ساده جمع کنیم، می شود این: اینکه هر روز کمی آگاه تر زندگی کنید، عادت های بهتری بسازید، رابطه ها را سالم تر کنید، و برای خودتان مسیری طراحی کنید که قابل اجرا باشد. رشد کردن نه مسابقه است نه نمایش. رشد شخصی یک جور مراقبت پیوسته از زندگی است.

شما هم رای بدهید
رزرو آنلاین اقامتگاه
فلای تودی

بیشتر بخوانید

چگونه شکم سیکس پک می تواند زندگی شما را تباه کند؟

گلاره یوسف پور ، سه شنبه 6 خرداد 1399

چند نفر از خانم ها و آقایانی که در حال خواندن این مقاله هستند آرزو دارند شکم شش تکه داشته باشند؟

نظرت چیه
0 دیدگاه و 0 رای ثبت شده است .
مرتب سازی :