شقایق دهقان به یاد توت تکانی های خانه مادربزرگ + عکس

آخرین خبر/ شقایق دهقان با انتشار این عکس نوشت: تابستان فصل توت تکانی بود مادربزرگ پارچه بزرگ سفیدی می آورد، بابا از درخت بالا میرفت ،درخت را میتکاند، ما به همراه عموزاده و عمه زاده ها سر چادر بزرگ سفید را میگرفتیم زیر درخت و با جیغ و خنده از ترس توت ها چادر را روی سرمان میکشیدیم، بابا هر بار سر پایین آمدن از درخت سربه سر مادربزرگ میگذاشت ؛ مادر دارم می افتم مادربزرگ هر بار باور میکرد میدوید زیر درخت دست های لاغر استخوانیش را به سمت بابا میگرفت ؛ مهرداد جان نترس من این جام

میخواست بابا را در بغل بگیرد که درشت هیکل بود با موهای جوگندمی

مادربزرگ پرکشیده است ،بابا قبل از او ، دل و دماغ توت تکانی هم بعد از آن ها رفت

درخت توت پیر تنها که میوه هایت درشت و سفید و بی زبان روی خاک می افتند آیا هنوز ما و خنده هایمان را به یاد داری؟

شما هم رای بدهید
رزرو آنلاین اقامتگاه
تور ها
فلای تودی

درباره نویسنده

بیشتر بخوانید

شقایق دهقان: آدم ها گاهی به خشمشان نیاز دارند + عکس

همگردی چهره ، چهارشنبه 15 مرداد 1399

شقایق دهقان با انتشار این عکس نوشت: دیروز با دوستی تماس گرفتم که تصمیم گرفته بود خشم سال ها فروخورده اش از کسی را ببرد بریزد روی سر طرف. در مسیر رفتن بود.

نظرت چیه
0 دیدگاه و 0 رای ثبت شده است .
مرتب سازی :