20 دی، گرامیداشت مردی که بر دل ها فرمان می راند

گلاره یوسف پور پنج شنبه 20 دی 1397

بعضی افراد هستند که نقش مهمی در زندگی و تاریخ مردم یک سرزمین ایفا می کنند. آدم هایی که از خون و گوشت همین مردم بوده اند، در خانه ای از خانه های همین سرزمین پای به عرصه حیات نهاده اند، در بین مردم و در کوچه و خیابان های همین کشور قد کشیده اند و برای آبادانی و پیشرفت خاک خود تلاش کرده اند. با اینکه افرادی مهم و تاثیر گذار بودند ولی دست روزگار و افراد بدخواه و کینه توز، به آن ها مجال نداده است و در بین مردم خود یا در دیار غربت، چشم از جهان فرو بسته اند. تاریخ در گوشه گوشه خود از این دست افراد کم ندارد، افرادی نظیر ملاصدرا، عباس میرزا، امیر کبیر، قائم مقام فراهانی. این افراد تاریخ ایران زمین را به زیبایی نگارش کرده اند و یادگاری زیبا برای نسل های بعد به جای گذاشته اند. 20 دی، سالگرد کشته شدن یکی از همین افراد تاریخ ساز است که با اقداماتی که انجام داد، راه را برای نسل های بعد از خود هموار کرد. در زندگی نامه امیر کبیر آمده است که امیر، مردی از همین سرزمین بود که عاشقانه برای مردمش مبارزه کرد و سرانجام به دست عزیزترین فرد زندگی خود که حکم پسر را برای او داشت، در حمامی از خون پاکش چشم از دنیا فرو بست و ماندگار شد. این مقاله به مناسبت 20 دی و پاسداشت اقدامات امیر کبیر نگارش شده است.

امیر کبیر

20 دی، بهانه ای برای شناخت امیر نامی ایران

به مناسبت 20 دی، این چنین شرح می دهیم که میرزا تقی خان، پسر کربلایی محمد قربان فراهانی، ملقب به اتابک اعظم امیر نظام از بزرگترین رجال سیاسی و بزرگترین وزرای ایران بود که در سال 1223 قمری در فراهان چشم به جهان گشود. او در خانواده ای از طبقات تهیدست جامعه به دنیا آمد. در زندگی نامه امیر کبیر به مناسبت 20 دی آمده که امیر کبیر کودکی و نوجوانی را در کنار خانواده قائم مقام سپری کرد. امیر، در کودکی هنگامی که غذای فرزندان قائم مقام را می آورد، برای باز پس بردن ظروف در حجره می ایستاد و آنچه معلم به ایشان می آموخت را فرا می گرفت. به مناسبت 20 دی در زندگی نامه او مطلبی جالب آمده که به این شرح است: روزی قائم مقام به آزمایش پسرانش آمد و هر چه از آنان پرسید، ندانستند اما امیر جواب داد. قائم مقام پرسید: تقی تو کجا درس خوانده ای؟ او در پاسخ گفت: روزها که غذا را می آورم، گوش می ایستم. قائم مقام انعامی به او داد ولی نگرفت و گریه کرد. به او گفت چه می خواهی؟ وی گفت: به معلم امر فرمایید درسی را که به آن ها می دهد به من هم بیاموزد. قائم مقام پذیرفت و به معلم دستور داد تا به او علم بیاموزد. او در همین دوران شیوه های منشی گری، نامه نگاری و صدور احکام دیوانی را از قائم مقام آموخت تا آنجا که قائم مقام، تحریر و نگارش پاره ای از احکام و نوشته ها را به میرزا تقی خان سپرد. به تدریج کار او در محدوده شغل دبیری قرار گرفت و از رموز و ضوابط امور اداری و دیوانی به خوبی آگاهی یافت و به خاطر کفایت و لیاقتی که از خود نشان داد و بیشتر از آن علاقه شدیدی که ناصرالدین شاه به وی داشت و او را پدر خود می دانست، به سمت صدراعظمی شاه منصوب گردید. امیرکبیر یکی از صدراعظم های ایران در دوره ناصرالدین شاه قاجار بود. اقدامات امیر کبیر اندکی پس از رسیدن به صدارت و با توجه به سن کم شاه آغاز شد و تا پایان صدارت کوتاه مدت او ادامه یافت. دشمنی افرادی مانند آقا خان نوری و مهدعلیا و نادانی ناصرالدین شاه، باعث شد تا در 20 محرم سال 1268 هجری قمری امیرکبیر از صدارت معزول و در 25 محرم به کاشان تبعید شود. امیر کبیر که در آن دوران شوهر خواهر شاه بود به دلیل حسادت های زنانه مادر شاه که دل به عشق امیر سپرده ولی امیر به او توجهی نداشت، سرانجام در روز جمعه 20 دی سال 1230 به دست نالایقی به نام حاج علیخان مراغه ای معروف به حاجب الدوله در حمام فین کاشان به شهادت رسید. این مقاله به مناسبت 20 دی و اقدامات امیر کبیر هست.زندگی نامه امیر نامی ایران

گزیده ای از زندگی نامه امیر کبیر به مناسبت 20 دی: اقدامات و کارهای انسان ساز امیری نامی ایران زمین

امیرکبیر به لحاظ مذهبی، فردی مقید و معتقد بوده است. او به مذهب تشیع که مذهب رسمی کشور بود، احترام می گذاشت و احترام علمای دین را محفوظ می داشت ولی با برخی از رفتارهای دینی موافق نبود. به گفته اعتضاد السلطنه امیرکبیر زهد خشک را استهزا می کرد. پاره ای از سیاست های دولت نسبت به روحانیان ناشی از دیدگاه وی در ضرورت کاستن اقتدار و نفوذ برخی از روحانیون شمرده است. امیر با توقیف و تبعید برخی از روحانیان متنفذ تبریز و منع بست و جلوگیری از تعزیه خوانی این سیاست را در بین اقدامات امیر کبیر دنبال کرد. امیرکبیر چند مسجد و مدرسه دینی ساخت از جمله مدرسه شیخ عبدالحسین در بازار تهران. او ساختمان امامزاده زید تهران را بنا کرد و طی یک دستور چاپخانه ها را از چاپ آیات قرآنی بر کاغذهای باطله منع کرد تا مبادا به قرآن اهانت گردد. در این دوره در برخی از مناطق اراذل مست کرده و عربده می کشیدند و زنان و دختران پس از غروب آفتاب از ترس حمله آن ها جرأت بیرون آمدن از خانه را نداشتند. گاهی اوقات مردان مست قمه خود را از غلاف بیرون می کشیدند و عبور و مرور را قطع می کردند. در بین اقدامات امیر کبیر میگساری را ممنوع شد و مجازات های سختی برای قانون شکنان در نظر گرفته شدند. کاستن از مخارج دولت از برنامه های جدی امیرکبیر بود. او هیأتی از مستوفیان را تحت نظر مستوفی الممالک آشتیانی تشکیل داد. این هیأت پس از رسیدگی های لازم کسری عایدات را نسبت به هزینه های مستمر یک میلیون تومان تشخیص داد. امیرکبیر برای خاتمه دادن به بحران مالی و متوازن ساختن عایدات خزانه دستور داد به تناسب از حقوق و مقرری کارکنان دولت کاسته شود و این عمل را از حقوق خود گرفته تا کوچکترین مستخدمین اجرا کرد. آبله کوبی را در سرتاسر ایران مرسوم ساخت و رساله ای در این باب از زبان انگلیسی به فارسی ترجمه و چاپ کرد. آفت دیگر وبا بود که غیر از مقاله هایی که در وقایعه الاتفاقیه نوشته می شد، جزوه قواعد معالجه وبا راجع به چگونگی این بیماری و جلوگیری از سرایت آن نوشته شد و میان روحانیون و سر شناسان محله های شهر در زندگی نامه امیر کبیر پخش شد. تأسیس مریضخانه با توانایی درمان 400 بیمار و مجهز به داروخانه، ارسال پزشک به ولایات، دادن تصدیق طبابت به پزشکان، جمع آوری گدایان، رفع کم آبی تهران از طریق جاری کردن رودخانه کرج به شهر، تأسیس چاپارخانه برای نامه های پستی، ایجاد تذکره چاپی برای مسافرت ایرانیان، قانون بلیت دروازه برای مسافرت از تهران برای حفظ امنیت، ساختن بنای تیمچه، بازار امیر، میدان توپخانه، عمارت توپخانه و سبزه میدان در تهران و آثار دیگر در اصفهان از دیگر اقدامات بود. در سال 1266 مقدمات افتتاح مدرسه ای که در آن جوانان ایرانی بتوانند با علوم جدید و صنایع اروپایی آشنایی پیدا کنند را فراهم ساخت تا در آنجا مانند مدارس پلی تکنیک آن زمان تمام علوم و صنایع و فنون نظامی تدریس شود. به همین مناسبت اسم مدرسه را دارالفنون گذاشت. در سال اول تأسیس، مدرسه مطابق شرح وقایع التفاقیه 105 نفر شاگرد داشته که در هفت رشته به قرار زیر مشغول تحصیل بودند: 26 نفر توپخانه، 20 نفر طب، 20 نفر پیاده نظام، 5 نفر سواره نظام، 12 نفر مهندسی،7 نفر داروسازی، 5 نفر معدن شناسی. این مقاله به احترام شخصیت امیر کبیر و 20 دی نوشته شده است.گزیده ای از زندگی نامه امیر کبیر به مناسبت 20 دی: اقدامات و کارهای انسان ساز امیری نامی

سخن پایانی به مناسبت 20 دی

در پایان نگارش این مطلب برای 20 دی، جا دارد که داستانی را عنوان کنیم که رفتار و منش این مرد بزرگ را به زیبایی تمام به مناسبت 20 دی به تصویر می کشد. از امیر کبیر پرسیدند: در مدت زمان محدودی که داشتی چطور این مملکت را از دزد پاک کردی؟ گفت: من خودم دزدی نمی کردم و نمی گذاشتم معاونم هم دزدی کند. آن هم از اینکه من نمی گذاشتم دزدی کند، نمی گذاشت معاونش دزدی کند. اگر من دزدی می کردم تا آخر دزدی می کردند و کشور می شد، دزد خانه همه هم دنبال دزد می گشتیم و چون همه دزد بودیم هیچ دزدی هم محکوم نمی کردیم و مردم هم گیج می شدند. این مطلب به مناسبت 20 دی به رشته تحریر درآمده است.سخن پایانی

برچسب ها
شما هم رای بدهید

درباره نویسنده

بلاگ های مرتبط

مردی که رهبر گله گرگ هاست | این مرد سال ها با گرگ ها زندگی می کند

شایسته عسگریان ، پنج شنبه 2 آذر 1396

ورنر فروند، چترباز کهنه کار و بازنشسته آلمانی که سال هاست رهبری گرگ ها را برعهده گرفته است.

نظرت چیه