نگاهی به بناهای تخت جمشید شیراز و کاربری آن ها

باید یکی از با اهمیت ترین آثارتاریخی ایران را تخت جمشید شیراز بدانیم، معماری تخت جمشید و نقوش برجسته تخت جمشید از یادگاری ها هخامنشیان است که در دنیا شناخته شده و مشهور است. از گذشته ها تا به امروز مطالعات زیادی بر روی نقوش برجسته تخت جمشید و معماری تخت جمشید صورت گرفته اما تاکنون مطلبی ارائه نشده که به قطعیت کاربری های معماری تخت جمشید شیراز را مشخص کند. این مطلب تلاش دارد با توجه به جنبه های متفاوت سبک ها و روش های حجاری، از شیوه های بکار رفته در حکاکی تا اصول طراحی، از شناسایی کار هنرمندان حجار، تا توصیف پیشرفت تسلسل زمانی سبک "تخت جمشید" شکاف موجود را پر کند. تخت جمشید همواره بنایی آئینی- تشریفاتی توصیف شده است. یکی از دلایل این امر آن است که باستان شناسان همچنان در این مورد که به راستی هر بنای این مجموعه چه کاربری داشته، بسیار کم اظهار نظر کرده اند. این مسئله ای است که قصد داریم در قالب مقاله ای کوتاه آن را بررسی کنیم. دستاورد این بررسی را می توان دریک جمله بیان کرد، ولی آنچه بیان می کنیم نیاز به استدلال هم دارد به خصوص که استدلال ما احتمالا دور از انتظار است. در این مطلب، به این مسئله نمی پردازیم که مجموعه معماری تخت جمشید شیراز و نقوش برجسته تخت جمشید چرا و با چه هدفی ساخته شده، بلکه بحث این نوشتار محدود به توصیف دقیق تک تک بناها و کاربری آن هاست. در معماری تخت جمشید شیراز هر بنا در حکم سازه ای منفضل و با هدفی مشخص ساخته شده است. بنابراین، با بررسی دقیق پلان و طرح نقشه کاخ های تخت جمشید شیراز می توانیم به این نکته پی ببریم که به هنگام طراحی و ساخت بناها تا چه حد به فعالیت های گوناگون روزمره شاهنشاه ها توجه شده است. آن چه درباره کاربری های مشخص بناهای زیر آورده ایم مورد توافق پژوهشگران است. آپادانا= تالار تخت شاهی/ دروازه ملل= دروازه / گنجینه= خزانه شاهی / حرم یا حرمسرا= کاخ مسکونی / تچر= کاخ داریوش / کاخ خشاریار شاه و کاخ آغاز هخامنشی (از ساخت و سازهای اولیه)
تخت جمشید

معماری تخت جمشید

باتوجه به کاربری این کاخ ها در حکم "کاخ های مسکونی" از یک دیدگاه فرضیه شهر یا مکان آئینی بودن تخت جمشید شیراز رد می شود. برای نمونه کاخ خشایارشاه " تالار جشن و بزم شاهانه" و کاخ داریوش محل گشایش و آغاز مراسم است. با وجود این، مقایسه سبک معماری این بناها با یکدیگر و با بنای حرمسرای خشایارشاه این نکته را نشان می دهد که نوع و سبک ساختمان ها همچون خانه های مسکونی یکسان است. سبک بنای واقع در جانب شمال جایگاه های مقابل تالار صدستون شبیه به دروازه خشایارشا و بنای مرکزی کاملا مشابه دروازه خشایارشاست. براین اساس، این بناها هم دروازه هستند. کاربری اتاق های پشتی بنای مرکزی که نگارنده و والتر هینتس آن ها را محل کار (اداری) می دانیم، همچنان نامشخص است. این مجموعه از بخش های مکان کاخ مقدس، خانه های مسکونی، تالار صدستون و بخش هایی که کاربری آن نامشخص است. در حقیقت مسئله اصلی کاربری تالار صدستون و بناهای سمت شرقی آن است. کاربری فضای شرقی مقابل تالار صدستون و دیوار جداکننده میان آن و محوطه ی آپادانا را پیش از کاوش سال 1329 اداره عتیقات و پس از آن اداره کل باستان شناسی ایران نمی دانستیم.
معماری تخت جمشید

تالار بارعام در تخت جمشید

براساس نتایج این کاوش ها این پرسش مطرح می شود که کاربری دو تالار بزرگ بارعام در معماری تخت جمشید شیراز چه بوده است و ارتباط این دو را با یکدیگر چگونه می توان تحلیل کرد و هرکدام از این دو بنایی که می شده است یکی باشند، چه کاربری خاصی داشته اند؟ اریک اشمیت در سال 1953 در این باره این گونه نظر داده است: " به هرحال پیش از تکمیل شدن بنای آپادانا یا اندکی پس از آن، خشایارشا ساخت دومین بنای وسیع خود مشهور به تختگاه را آغاز کرده بود و بی معنی به نظر می رسد که کاربری تالار دوم را مشابه کاربری تالار نخستین در نظر گرفته باشند." اشمیت سپس تالار صدستون را بخش اصلی خزانه شاهی، "تالار گنجینه" یا "کاخ موزه" در نظر می گیرد. برخلاف وی، آندره گدار چنین نظر داده که تالار صدستون، باتوجه به نقش ملتزمان دربار زیر نقش پادشاه بر روس دیواره دروازه، تالار بارعام برای صاحب منصبان و سپاهان و کاخ آپادانا محل پذیرایی هایی رسمی (بارعام) بوده است. در میان کسانی که در مورد کاربری ساختمان های یاد شده اظهار نظر کرده اند. فقط یک نفر دیگر را می شناسد که یکی از گزینه های پیشنهادی را نمی پذیرد. او م. ویلر است که به این مسئله اشاره می کند که شاهان مغول در قرون وسطی دو تالار بارعام داشتند، یکی برای بارعام و پذیرایی از افراد نزدیک، دوستان و شخصیت های عالی رتبه و دیگری برای کارهای روزمره اداری او معتقد است که احتمالا این سنت در الگوی رایج دوره هخامنشی ریشه دارد. به این ترتیب آپادانا و تالار صدستون هر دو تالار بار عام اند. در اینجا قصد است ضمن تایید نظر ویلر، با اندکی اصلاح و تغییر این نظریه را به گونه ای شایسته تر بیان کند. کاخ های پیش از دوره هخامنشی در میان رودان و عیلام نیز مانند معماری تخت جمشید شیراز و پاسارگاد، به شکل مجموعه ای از بناهای اختصاصی (منفضل) طراحی نشده اند، بلکه فضاهای متعددی بوده اند که با دیواره های بیرونی از هم جدا می شدند، اما در بررسی آن ها نوعی تفکیک و طبقه بندی در چندین بخش مشهود است.
تالار تخت جمشید

کاخ آپادانای داریوش

کاخ آپادانای داریوش در شوش، همان کاخ شاهان عیلامی است که پیشتر احداث شده بود و هخامنشیان دوباره از استفاده کرده اند. این کاخ قدیمی شبیه کاخ های میان رودانی ساخته شده که به عقیده رابرت کلدوی در حقیقت به شکل تعدادی خانه اربابی است. مرکز یک چنین بناهایی همیشه حیاط یا بارگاه با تالار بار عام بزرگی روبه جنوب است. کاخ شوش دست کم سه حیاط دارد. نمونه ای بهتر دژ جنوبی بابل از زمان نبوکدنضر دوم (604 تا 562 ق م) است که شاهان هخامنشی دوباره از آن استفاده کرده اند. در این مکان پنج حیاط تودرتو قرار دارد که از چهارتای آن ها همواره در حکم واحدهایی با کاربری های ویژه نام برده شده و کتیبه های مهم نبوکدنضر (مانند سنگ نبشته ها و مهرهای استوانه ای گروتفند) هم گویای همین مطلب است. کلدوی این مسئله را در نوشته های خود چنین شرح داده است. در مقایسه کاخ بابل با تخت جمشید شیراز، یک واحد ساختمانی در کاخ بابل را که ظاهرا کاخ مسکونی شاه بوده، می توان با کاخ های مسکونی تخت جمشید شیراز و نقوش برجسته تخت جمشید شیراز مشابه دانست. یک واحد دیگر را نیز می توان با دروازه های تخت جمشید مقایسه کرد. با این که هنوز دو کاربری متفاوت برای تالار بارعام متصور است، می توان آن ها را با آپادانا و تالار صدستون نیز مقایسه کرد. از کاخ های دوره آشور نو، به خرصباد (دورشروکین) اشاره می کنم که به دستور سارگن دوم (721 تا 705 ق م) ساخته شد. در این کاخ برای دو حیاط بزرگ، کاربری های گوناگونی در نظر گرفته شده و از آنجا که بارگاه غربی مقابل تختگاه بزرگ، به آپادانای تخت جمشید شبیه است. بارگاه شرقی را هم می توان با تالار صدستون شبیه دانست. بنای دروازه در خرصباد به دروازه های تخت جمشید شیراز شبیه است و همچنین بناهای موجود در فضای ایوان که گویا کاخ مسکونی تشخیص داده شده، مشابه کاخ های مسکونی داریوش و خشایارشاست که از ایوان دیده می شود. همچنین باید توجه کرد که در پاسارگاد نیز دو بنای کاملا مشابه از نظر اندازه و نمای ظاهری که از دیدگاه سبک شناسی در گونه آپادانا می گنجد، در کنار یکدیگر قرار دارند. کاخی ستون هایش از کاخ دیگر بلندتر است و با ستون های بلندتری تجهیز شده است و در مقایسه با دیگر کاخ ها طول بیشتری دارد. بنای دروازه ورودی محدوده کاخ محسوب می شود و نیز راه ارتباطی با کاخ S از طریق دروازه دیگری در محدوده باغ است. در اینجا تالارهای بارعام در کنار یکدیگر طراحی نشده، بلکه پشت سرهم ساخته شده اند. به این ترتیب می توان چنین انگاشت که کاخ p تالار بارعام علیا و کاخ S تالار بارعام سفلی بوده است.
کاخ آپادانای داریوش

تالار صدستون 

بدین ترتیب می توان به این نتیجه رسید که اگر بخواهیم در معماری تخت جمشید شیراز از راه دیگری به تالار صدستون برویم، می توان از راه محور اصلی بنای دروازه، از کاخ خشایارشا، به آپادانا رسید. آپادانا روی یک بلندی قرار دارد. در حالی که تالار صدستون این ویژگی را ندارد. از کاخ آپادانا چشم انداز دشت پایین دست صفه به خوبی پیداست، اما از تالار صدستون این چنین نیست. در ضمن، آپادانا مقابل تالار صدستون واقع است. حتی بدون در نظر گرفتن تفاوت طراحی و تزیینات معماری می توان این نتیجه را مطرح کرد که آپادانا به منظور بهره برداری و استفاده در سطحی بالاتر از تالار صدستون ساخته شده است. تزیینات آپادانا شامل نقش برجسته های امتداد پلکان است که بر روی دیوارها از پایین به بالا به نمایش درآمده است. همان گونه که از پژوهش های فون گال و آن تیلیا استنباط می شود، پلکان به گونه ای متقارن طراحی شده و همواره مسیر آن به سوی مرکز است یعنی جایی که شاهنشاه رو به حضار می نشست. در یک طرف، روبه روی شاهنشاه نمایندگان همه ی 23 کشور، پیش روی شاهنشاه نقش شده اند که به نشان وفاداری و پایبندی در حال حمل هدایا برای وی هستند. در سوی دیگر پلکان، در پشت شاهنشاه، گارد محافظان وی تصویر شده اند که فقط به نیزه مسلح اند. همچنین سه اسب و دو ارابه شاهی تصویر شده که شاهنشاه پیوسته آن ها را دم دست نگه می داشت. در اینجا 64 نجیب زاده پارسی و مادی پشت سرهم نقش شده اند. بسیاری از آن ها به کمربند خود غلاف تیر و کمان مادی بسته اند. همه آنها مسلح به شمشیرهای کوتاه هستند. پارس ها روی کمربند، شمشیر عیلامی بسته اند و مادها مجهز به شمشیر آکیناکس روی پای راست خود هستند. تقریبا همه این افراد، همچون داریوش و پسرش خشایارشا، گل لوتوس در دست دارند. گلی که شاه در دست دارد، فقط کمی بزرگ تر و پربارتر با دو غنچه به جای یک غنچه (در مقایسه با گِل دست دیگران) است. این مردان در سنین گوناگون هستند. برخی از مادها به جای شلوار و کت، شنل نمدی بلندی برتن دارند. همه آنها حلقه ای در دست، و نیز زیور آلاتی گرانبها بر گردن به نشانه مقام و مرتبه شان دارند. افرادی که از همه جلوتر ایستاده اند، به صورت تشریفاتی دست در دست هم دارند و به پادشاه می نگرند، ولی آن هایی که در ردیف سوم نشان داده شده اند، مشغول گفت و گو و نیز در حال چرخش (برای نمونه به سوی فرد همجوار خود) هستند، دست خود را روی شانه یا روی غلاف تیروکمان فرد مقابل خود قرار داده اند، شاخه گلی در دست دارند و در حال تقدیم آن اند.
تالار صدستون 

نقوش برجسته هدایاآورندگان برای شاه 

 زمانی که شاه بزرگ هدایای آورده شده رعایای خود را می پذیرند، آن هایی که در حال صحبت کردن نقش شده اند، بی تردید از افراد خانواده، دوستان صمیمی و نزدیک، شاهزاده ها و صاحب منصبان بلند پایه نظامی بوده اند. آنچه شرح دادیم نشانه این نیست که این افراد در حال رفتن به جشن اند، بلکه این اطمینان را به بیننده القا می کند که همه دربار پشت سر فرمانروا ایستاده اند. همه صاحب منصبان بلندپایه، که اغلب رابطه خویشاوندی با شاه دارند، گارد شخصی او، اسب و ارابه به مثابه نماد قدرت شاهی، پشت سرشاه قرار دارند. من در این مورد معتقدم که نمی توان آنچه را بر پلکان منتهی به تالار ستوندار آپادانا به تصویر کشیده شده بدون ارتباط با نقوش برجسته تخت جمشید درک کرد. در حقیقت این نقش برجسته ها موضوعی مشابه دارند: شاهنشاه در حال پذیرش هدایای اقوام گوناگون تحت فرمانروایی در حضور همه صاحب منصبان بلندپایه و درباریان در میان محافظانش است که در حال مراقبت از او قدرتش هستند. به مفهوم این نقوش، پیشتر اشاره کردیم. نقوش پلکان آپادانا را با پیشکش هدایا یا خراج نمایندگان "همه اقوام" مشابه نقوش و تصاویر تخت بزرگ شاهی می دانیم که نمایندگان "همه اقوام" حمل می کنند. این امر را نیز شرح داده است: "اگر تو اکنون بیندیشی که چه تعداد بودند اقوام و سرزمین ها که داریوش شاه تصرف کرد؟ بدین سان تصاویر آن ها بازگو می کنند، آنان که تخت را حمل می کنند، در آنجا تو در می یابی و سپس تو می فهمی که نیزه مردان پارسی به دوردست ها نفوذ کرده است، سپس تو می فهمی که مرد پارسی دور از پارس دشمن را شکست داده است." در خصوص نقوش حمل کنندگان تخت شاهی در نقش رستم نیز قدرت شاه و بزرگی قلمرو شاهنشاهی مشهود است. همین مسئله، بدون هیچ تفاوتی در نقوش برجسته ی پلکان آپادانا نیز دیده می شود. حمل کنندگان تخت شاهی، نمایندگان اقوام و ملل، آنان که روی دیوارهای پلکان آپادانا نقش شده اند در حالی که هدایا را می آورند، ضمانت انسجام پارس ها با نیزه هایشان هستند، همان گونه که در کتیبه به آن اشاره شده است: "نیزه مردان پارسی به دوردست ها نفوذ کرده است." و علاوه بر این، خاندان شاهی و ملتزمان و وابستگان آن ها را نشان می دهد. این یکی بدون آن دیگری غیرممکن است، تاحدی که در دوسوی نقش برجسته های پلکان آپادانا به همراه یکدیگر نشان داده شده اند. درباره ارتباط و پیوستگی نقش برجسته های دو سوی پلکان آپادانا، که ما آن را تا به امروز به نام نقش برجسته های بارعام رسمی در خزانه شاهی می شناسیم، تاکنون هیچ اظهار نظری نشده است. ارنست هرتسفلد صحبت از " دسته خراج بزرگ" به میان آورده و اریک اشمیت نمایش "جشن سال نو" را حدس زده، گرد والزر در آن ها "خوش آمدگویی سال نو" را دیده است. کورت اِردمان پارس ها و مادهای در ملازم شاه را در این نقش برجسته ها، جایی که کاملا شبیه به هم نشان داده شده اند، "میهمانان جشن" توصیف کرده که بسیار شاد به نظر می رسند. این نقوش به دلایلی نشان دهنده جشن تصور شده اند، از جمله اینکه همراهان نزدیک شاه بزرگ که ظاهرا باهم صحبت می کنند، به سوی یکدیگر برگشته اند و در حال تفریح و خوش گذرانی هستند، به گونه ای که فقط در جشن امکانپذیر است. به نظر من این بازسازی اشتباه است. هنرمندان پیکر نگار قرن ششم ق م در شرق، همچون یونان، جوهر یا ماهیت یا دست کم موضوع عمده و اساسی نقش را به تصویر می کشیده اند. هدف و نیت هنرمندان نه سطحی و آنی و نه ناگهانی، بلکه از پیش تعیین شده بوده و مفهومی ویژه را تصویر می کرده اند. نقش برجسته هنرمندان دیگری نیز مربوط به دهه پس از آن وجود دارد که در آن عده ای در حال گفت و گو در زمان حمل پیشکش ها نشان داده شده اند. این اثر در حقیقت نقش مجمع خدایان در جبهه ی شرقی نقوش برجسته ی پارتنون است.
تخت جمشید

نجیب زادگان پارسی و مادی

موارد مشابه دیگری هم در معماری تخت جمشید و نقوش برجسته تخت جمشید وجود دارد. نجیب زادگان پارسی و مادی با رفتاری شاخص از یکدیگر متمایز و برای نمونه خویشاوندان و نزدیکان شاه بزرگ یا نجیب زادگان و بزرگ منشان یا بزرگان و اربابان نشان داده شده اند. می توان گفت که این نوع اثر هنری که در هنر خاور نزدیک کاملا نو بوده، تحت تاثیر هنر تصویری آشوری، یعنی با ایجاد ارتباط میان گروه های جدا از یکدیگر (شبیه به نمونه های معماری تخت جمشید و نقوش برجسته تخت جمشید) یا متمایز براساس نوع رفتار تصویر شده است. این نکته نیز قابل توجه است که نجیب زادگان پارسی می توانستند هم سطح با نجیب زادگان مادی تصویر شوند. این مسئله نوعی مفهوم و شناخت از این رویداد و اطلاعاتی درباره ماهیت درونی طبقه اشراف در شاهنشاهی هخامنشی به دست می دهد. شصت و چهار نجیب زاده در ردیف های پلکان آپادانا به نمایش در آمده اند. آیا آنان احتمالا صاحبان مشاغل درباری بوده اند؟ این نکته نیز مهم است که به طور متناوب و یکی در میان یک مرد پارسی و یک مرد مادی نشان داده شده است. این مسئله نوعی نظام حکومتی را نشان می دهد: اشراف و بزرگان پارسی و مادی باید به همان اندازه که در قدرت سهیم بودند، در مناصب اداری دربار هم نقش می داشتند. شایان توجه است که 23 نفر از 64 نجیب زاده ی یاد شده، یک کمان و یک تیردان دارند، صرف نظر از اینکه پوشاک پارسی- عیلامی یا مادی پوشیده باشند. تعداد 23 نفری که در این نقش به چشم می خورند برابر تعداد هدیه آورندگان و بنابراین برابر با تعداد سرزمین های قلمرو شاهنشاهی هخامشی است. برآیند من در این مورد این است که این 23 نفر نماینده نجیب زاده ی اقوام بزرگ هستند که یک تیردان دارند، هر کدام نماینده ی یکی از 23 سرزمین و تیردان ها نشان دهنده رتبه و درجه آن هاست. اینکه بیشترین تعداد در میان این نظامیان پارسی هستند، حدود 18 نفر در برابر 5 نفر مادی این نظریه را به خوبی تایید می کند. شاهنشاه در میان تمامی مناصب اداری سرزمین های شاهنشاهی بالاترین رتبه را دارد. به این دلیل تیردان متعلق به ساز و برگ و تجهیزات مربوط به شاه بزرگ نشان داده شده است. در نقوش برجسته تخت جمشید در مقبره داریوش و نیز نقش برجسته ی ملاقات رسمی در میانه پلکان آپادانا، تیردان شاه بزرگ را محافظ وی آسپادانا حمل می کند.
نجیب زادگان مادی و پارسی

نقش برجسته ی ملاقات رسمی در مرکز پلکان آپادانا

در صورت محاسبه می توان دریافت که سه نفر از بالاترین مقامات تصویر شده در نقوش برجسته تخت جمشید ملاقات رسمی در مرکز پلکان آپادانا، به کل مقامات ارشد اضافه شده اند که بنابراین می شود 67 نفر و با کم کردن 23 نفر تعداد 44 نفر به دست می آید. این 44 مقام ارشد احتمالا عهده دار 22 پست و منصب، شامل یک صاحب منصب و جانشین او بوده اند، که احتمالا هر مرتبه شامل یک پارسی و یک مادی می شده که مقامی را به طور مشترک در اختیار داشتند و وظیفه ی برقراری سازش در میان اقوام گوناگون بر عهده ی آن ها بوده است. بیست و دو منصب بلندمرتبه بدون تردید نشان دهنده وجود یک هیئت گسترده و پرتعداد شامل سخنوران، متصدیان و کارمندان مسئول، مترجمان و نویسندگان بوده که همگی در مقام سرپرستی در اداره ها مشغول به کار بوده اند. برای این کارهای اداری بدون شک به وجود دوایر اداری نیاز بوده است. والتر هینتس فرض کرده است که محل کار آنان در فضاهای غربی کاخ اردشیریکم قرار داشته است. مقام خزانه داری جایگاه خود را در گنجینه (خزانه شاهی) داشته و مقر مقام نظامی ارشد دروازه بوده است. پرسش این است که مکان سایر دوایر اداری کجا بوده است؟ به اعتقاد من نظری سنجیده و پذیرفتنی این است که تصور کنیم همه منصب های ارشد و ادارات مربوط به ان ها در یک فضای بزرگ اداری در تالار صدستون قرار داشته است. این ساختمان اداری شرایط مناسبی برای تصمیم گیری در موارد استثنایی و نیز برای انجام وظیفه در چهارچوب امور مورد نظر پادشاه فراهم می آورد که وی در حکم وظایف کم اهمیت روزانه به کارمندان درباری خود محول می کرد؛ کارمندانی که علاقه داشتند جزو بخش بزرگی از خویشاوندان شاه بزرگ محسوب شوند. چنین تالاری را برای انجام وظیفه شاهزادگان و دیگر درباریان می شناسیم که نشان دهنده نوآوری در برابر آن چیزی است که از سیستم اداری میان رودان می دانستیم: در بخش شرقی کاخ خرصباد به جای یک تالار، 10 اداره (اتاق های کوچک تشریفات و ملاقات های رسمی) برای تعداد زیاد کارمندان ساخته شده، همان طور که در جانب جنوبی حیاط شرقی کاخ جنوبی بابل، به جای یک تالار بزرگ، 8 اتاق مشاوره ایجاد شده است. تالار بارعام شاهی در کاخ های اغاز هخامنشی دارای سلسله دفاتر کار برای سرپرستی ادارات دولتی در مقیاس بزرگ در محل تشریفات و ملاقات های رسمی شاه است، اما به گونه ی سازماندهی شده و مرتب و در مکان مناسب.
پله آپادانا

نقش برجسته ی تالار صدستون تخت جمشید شیراز

از آن سو نقوش برجسته تخت جمشید و نقش برجسته ی تالار صدستون سنجیده و پرمعنی است. پادشاه در پشت تالار روی تخت شاهی تصویر شده است. تخت شاهی را ردیفی از نمایندگان قلمرو شاهنشاهی حمل می کنند. شاه پیش از ورود دیگران برای مراسم بارعام، از روی ورودی خاص خود وارد می شود و بر تخت شاهی جلوس می کند. سربازان از ورودی محافظت می کنند. مضمون نقوش برجسته تخت جمشید بسیار ساده و نادر فرمول بندی شده است؛ شاه بارعام می دهد. این مجلس بارعام در تالار صدستون از مجلس بارعام تصویر شده در آپادانا در سطح پایین تر و ساده تری است: در نقش برجسته های مرکزی پلکان آپادانا تخت شاهی روی یک پله یا طبقه نشان داده شده و در نقش برجسته تالار صدستون تخت شاهی هم روی همان سطحی نقش شده که حاضران در بارعام نقش شده اند. وارد شدن به کاخ آپادانا به بالارفتن از یک سطح بلند نیاز داشت، در حالی که تالار صدستون هم سطح با کف محوطه بود. همراهای شاه توسط درباریان وی نشان دهنده ی این موضوع نیست که شاه پشت سرهمه قرار داشته است. این موضوع در ساختمان اداری تالار صدستون به گونه ای یکسان تصویر شده است. اگر این ساختمان را مقر امور اداری دست کم 22 صاحب منصب اداری در نظر بگیریم، فضای شرقی تالار صدستون و همچنین جانب شرقی بارگاه این ساختمان را می توان به گونه ای منطقه ای توصیف و تشریح کرد.
تالار صدستون

اقامتگاه های کارمندان و صاحب منصبان

بازرسی و کنترل امور سرپرستی ها و ادارات از کارهای اصلی شاه بوده است. در حقیقت او اصرار داشته که همه امور اداری و درباری با نظارت و درست در مقابل چشمانش انجام شود و احتمالا در خصوص زمان کار و نیز حضور اجباری در محل کار راغب به سخت گیری بوده است. شاه احتمالا اغلب صاحب منصبان رده بالای دربار را در مقر حکومت و اقامت خود اسکان می داده و خورد و خوراکشان را تامین می کرده است. رابرت کولدوی عقیده مرا در مورد مجموعه های ساختمانی مسکونی در قسمت شمالی بارگاه دژ جنوبی بابل و همچنین اقامتگاه های کارمندان و صاحب منصبان در خانه های جنوبی تالار بارعام در بارگاه مرکزی می پذیرد. من مایلم خانه های جنوبی تالار بارعام در بارگاه مرکزی می پذیرد. خانه های جنوبی پیوسته به یکدیگر را در پشت تالار بزرگ تخت شاهی در بارگاه اصلی، برخلاف اعتقاد موجود، خانه هایی برای میهمانان دولتی تصور کنم. براساس تعداد مشهود صاحب منصبان در پلکان آپادانا، حرمسرای خشایارشا در معماری تخت جمشید 22 خانه همچون مکان های اداری در بارگاه داشته است. این خانه ها واحدهای مسکونی ای بودند که در آن ها هیچ امکانی برای پخت و پز وجود نداشت. در مورد کاخ های مسکونی  شاهان می توان دریافت که خوراک شاه از بیرون به کاخ آورده می شده است. می توان تصور کرد که آشپزخانه تخت جمشید احتمالا در ساختمان جانب شرقی تالار صدستون بوده و با آن و نیز با تالار ستوندار در جانب شرقی حیاط پشتی یک واحد ساختمانی را تشکیل می داده است. در یکی از حیاط های این واحد ساختمانی، پلکانی پهن از بالا به پایین به سوی بخش تونل مانندی تعبیه شده که از بخش زهکشی تخت جمشید جدا می شود، جایی که آب باران جاری از سقف آپادانا همچون سقف بارگاه بزرگ و تالار بارعام به آب انبار این مکان می رسید و نگهداری می شد. در این واحد ساختمانی 10*16 متر و همچنین احتمالا 12*16 متر مربع قرار دارد. یک سلسله ستون در بخش شمالی و جنوبی حیاط، سقف سایه بانی به بلندی 4 متر را برپا نگاه داشته است. در فضای میان حیاط مرکزی و حیاط شمالی، دو انبار بزرگ ذخیره آذوقه با سقفی روی ردیفی از ستون ها قرار دارد. من کاربری تالار کوچک دیگر را در بخش شمالی، سالن غذاخوری صاحب منصبان می دانم.
اقامتگاه های کارمندان و صاحب منصبان

آشپزخانه تخت جمشید

در بخشی دیگر از واحدهای ساختمانی ای که به اعتقاد ما آشپزخانه است، اصطبل اسب و نیز در هر دو فضای یاد شده، اتاق پذیرایی برای سپاهیان تصور شده است. بر پایه نقوش سربازان روی دیواره ی دروازه شمالی تالار صدستون این تصور منطقی نیست. ارتش اجازه داشته در ساختمان های واقع در دامنه کوه ساکن شود، جایی که سهمی از آب انبار نیز به عنوان مقرری در دسترسشان بوده است. اینکه آب فقط برای آبیاری زمین مورد استفاده بوده، از نظر من غیرممکن است. علاوه بر این طویله ای هم در صفه تخت جمشید شیراز وجود نداشته است. به همین ترتیب حرمسرای یادشده خشایارشا بنایی نیست که شاه زنان پرتعداد خود را در آن اسکان داده باشد. برای این منظور دو واحد ساختمانی در کاخ وی کافی بوده است. حرمسرای مورد نظر احتمالا محل اسکان میهمانان بوده است. مکان پذیرش بنای موزه امروزی در مجموعه معماری تخت جمشید را می توان محل پذیرش و اقامت گاه خصوصی صاحب منصبان رده بالا به حساب آورد. با این برداشت، معماری تخت جمشید نمادی معمارانه از مجموعه ادارات و مدیریت های شاهنشاهی هخامنشی است.
آشپزخانه تخت جمشید

شما هم میتوانید نویسنده مجله همگردی باشید

همرسانی کنید:

پست های مرتبط

تعداد نظرات کاربران
1
مرتب سازی بر اساس:
گروهها
پربازدیدترین های ماه